|
|
|
دو کلمه حرف حساب!!
سلام.
نگارش در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
مصاحبه با محسن
خب بچه ها...این دفعه براتون مصاحبه ی محسن رو آوردیم که البته به همراه کیوان در نشریه جام جم داشتن
نظر فراموش نشه
نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
یک کلیپ از بوم سفید
سلام بچه ها.
امروز یک کلیپ از برنامه ی "بوم سفید" براتون داریم. اگه درست یادم باشه این بخشی از برنامه دو هفته ی پیشه. ِِDOWNLOAD HERE بچه ها برای دیدن کلیپهای ما که با فرمت 3GP بهتون میدیم, می تونید از برنامه ای که لینکشو بهتون میدم استفاده کنید.البته این کلیپ بوم سفید رو می تونید با همین مدیا پلیر ساده ببینید. DOWNLOAD 3GP PLAYER لینک دانلود مستقیم نیست. صفحه رو باز کنید و در بالای صفحه با انتخاب گزینه donwload now دانلودو شروع کنید. "منتظر نظرات قشنگ شما هستیم"
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
کلیپ های سلام بهار
سلام مجدد... بچه ها قبل از اینکه کلیپ ها رو بذاریم یه گله دارم...خب ما که میدونیم همتون میایین و کلیپ ها رو دانلود میکنین و ازشون لذت میبرین پس چرا یه نظر کوچیک برای ما نمیذارین تا ما هم حاصل کارمون رو ببینیم؟ همونطور که همتون میدونین ما تقریبا از ۹۹٪ طرفدارای برنامه سلام بهار و به طور خاص محسن افشانی بزرگتریم پس دلیلی هم نداره که بخوایم بیخودی اصرار کنیم برای نظر دادن...مثل سایر بلاگ ها هم دنبال جو سازی وشایعه پراکنی نیستیم تا به اون وسیله شمار بازدید های بلاگمون رو بالا ببریم... پس خواهشا شماها هم تا حدودی قدر زحمات ما رو بدونین! در ضمن میدونیم که کیفیت کلیپ ها هم به نسبت پایینه ولی نهایت چیزی بوده که از دستمون بر میومده...میتونیم کلیپ با کیفیت بالاتر هم بذاریم ولی مدت زمان دریافتش خیلی زیاد میشه و طبیعتا شما نمیتونین دانلود کنین...ما به فکر شما هستیم خواهشا شما هم همراهی کنین خب حالا بیخیال... بریم سراغ آپ ایندفعه و کلیپ های جدید اولیش مال برنامه ی چند روز پیشه و گریه کردن آقا محسن اینم مربوط به بخش صندوق پستی برنامه اس که آخرشم به زبان آسیای شرقی میرن اینم چند دقیقه ی پایانی برنامه
نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
بخش بین المللی
سلام بچه ها.
ما دوباره امروز با یه کلیپ جدید اومدیم. این کلیپ مال سه روز پیشه که محسن و کیوان ادای آلمانی حرف زدنو واسه گفتن صندوق پستی دراوردن.
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
مصاحبه محسن افشانی با مجله اطلاعات هفتگی
چطور سر از اجرا در آوردید؟ محسن:من کار تئاتر انجام می دادم،روزی از من برای حضور در آیتم های آستانه دعوت به همکاری شد که با کمال میل پذیرفتم.کیوان:من هم کار تئاتر انجام میدادم.یکی از آن گروه هایی که با آنها تئاتر کار میکردم گروه آقای رضا فیاضی بود.ایشان از کار من خوششان آمد و از من برای کار اجرا دعوت به همکاری شد. اولین باری که برنامه روی آنتن رفت چه حسی داشتید؟ محسن:من به همه زنگ زدم که برنامه را حتما تماشا کنند. کیوان:من واقعا استرس داشتم. چقدر پیرو متن هستید؟ محسن:متن خاصی نداریم به ما فقط سرفصل داده می شود بعدش هر چه هست من و کیوان از خودمان می گوییم اما کار جدیدمان یعنی سلام بهار که پخش زنده است نویسنده دارد و متن هم در اختیارمان قرار می گیرد. کیوان:ما فرصت آنچنانی برای حفظ متن نداریم:به محض ورود کار گرفته می شود. فکر می کنید تا چه زمانی بتوانید ادامه بدهید؟ محسن:تا چهار یا پنج سال دیگر.چون دوست دارم در رشته تحصیلی خودم ادامه تحصیل دهم.تلاش می کنم تا در رشته مهندسی مکانیک و یا شیمی قبول شوم و ادامه تحصیل بدهم.البته پارسال در رشته فیزیک هسته ای سمنان قبول شدم اما به خاطر قرار داد کاری که بسته بودم،نرفتم و فکر می کنم اجرا برای ما سکویی است جهت دیده،شناخته و معرفی شدن به کارگردان ها. کیوان:من هم پارسال به خاطرقرار دادی که با این گروه داشتم نتوانستم برای کنکور وقت بگذارم اما چون رشته من هنر است دوست دارم در همین راستا ادامه بدهم.البته ماندن در اجرا را چندان نمی پسندم،بیشتر به بازیگری تمایل دارم. فکر می کنید دوستی و اجرای مشترک شما تا کجا ادامه پیدا کند؟ محسن:دوستی ما هر گز کمرنگ نخواهد شد،ما همیشه با هم هستیم. کیوان:من و محسن خیلی به هم وابسته هستیم و هرگز همدیگر را فراموش نمی کنیم. اگر روزی یکی از شما یک بازیگر مشهور و سرشناس شود و دیگری نه،باز هم همین حرف را می زنید؟ هر دو:بله حتما! همیشه که به شما کار مشترک پیشنهاد نمی شود،آیا این می تواند عاملی شود برای جدایی؟ کیوان:ما هیچ کدام نمی خواهیم همیشه با هم کار مشترک داشته باشیم و مردم ما دو نفر را با هم ببینند،چون اینطوری محدود می شویم. محسن:کیوان درست می کوید با او هم عقیده ام البته اضافه کنم که ما حتی اگر کار مشترکی انجام ندهیم،حتما دوستی مان را حفظ می کنیم. تایم های آزاد بین کار را چطور سپری می کنید؟ هر دو:سعی می کنیم پلاتو های بعدی را با هم هماهنگ کنیم. شما مگر با هم کنار هم می آیید؟ما که همه جا در صحنه و حتی اینجا شما را در حال کل کل و بگو مگو می بینیم. محسن:همین اش قشنگ است،از نظر شما اینطور نیست؟اجرای ما اینطور دلچسب تر می شود نه؟ کیوان:با خنده(من یک دیالوگ را نمی گویم آقا می شود کاسه ی داغتر از آش!)آخر مردم خسته شدند از این همه خشک و رسمی بودن! به نظر شما دنیای نو جوانها چه چیز کم دارد؟ محسن:یک مقدار توجه به نو جوانها و اهمیت دادن به آنها. کیوان:شور و نشاط،نوجوانها خیلی محدودند هم در جامعه و هم در خانواده. جذابیت های حاشیه ای چقدر برای شما مهم است؟ کیوان:قطعا هر انسانی شهرت را دوست دارد و اگر بگوید نه دروغ گفته است. محسن:من دوست دارم ممنوع التصویر شوم! متولد چه سالی و چه ماهی هستید؟ محسن:یازده فروردین شصت و هشت کیوان:بیست و پنج شهریور شصت و هفت فرزند چندم خانواده هستید؟ محسن:من یک خواهر بزرگتر از خودم دارم. کیوان:سه برادریم که برادر بزرگترم تهیه کننده شبکه چهارم سیما است. از اجرای مشترکتان خاطره ای دارید؟ محسن:بله ما برای ضبط کلیپ سلام بهار سه روز تمام بیابان های قم را دویدیم. کیوان:خاطره فراموش نشدنی این بود که ما تمام روز در هوای گرم فقط می دویدیم! تکه کلامتان چیست؟ محسن:عسیسم! کیوان:به اکثر دوستانم می گویم حاجی! از چه خجالت می کشید؟ محسن:وقتی اشتباهی می کنم و دیگران نگاهم می کنند. کیوان:وقتی که می خواهم میان یک جمعی بروم و مجبور باشم به همه سلام کنم. جالب ترین شیطنتی که تا به حال انجام داده اید؟ محسن:من سر کلاس کنکور با یک قیچی پشت سر مو های دوستم را قیچی کردم و به خاطر آن سه هفته از کلاس محروم شدم. کیوان:به همراه آقای رضا فیاضی یرای اجرای یک تئاتر به اصفهان رفته بودیم.یک دقیقه مانده بود به اجرا،من کفش یکی از بچه ها را به شوخی به هوا پرتاب کردم،کفش گیر کرد و او مجبور شد بدون کفش اجرا کند! بالا ترین قبض موبایلتان چقدر بوده؟ محسن:143 هزار و 300 تومان .کیوان:170هزار تومان. تعریف کیوان ساکت از محسن افشانی: بچه گل تخس. تعریف محسن افشانی از کیوان ساکت: بچه منزوی،گوشه گیر و کمی هم خطرناک. چهزه تان شبیه چه کسی است؟ محسن:پدر بزرگم. کیوان:مادرم. اهل موسیقی هستید؟صدای چه کسی را می پسندید؟ محسن:به شدت،صدای احسان خواجه امیری کیوان:خیلی،صدای استاد شجریان در اجرا از کسی هم الگو می گیرید؟ محسن:نه من سعی می کنم خودم و هر لحظه در حال فوران باشم. کیوان:نه اگر اینطور باشد ما هم شبیه کسی که از او الگو می گیریم می شویم و این جالب نیست بنا براین من هم سعی می کنم کیوان باشم. یک خاطره از پشت صحنه کار؟ محسن:من به خانم های آپارتمانمان می گویم خاله یک روز به خانم کسمایی گفتم خاله می شود این وسیله را اینجا بگذارم؟یک دفعه به خودم آمدم و دیدم ایشان می خندند و من هم کلی از او عذرخواهی کردم. کیوان:برای ضبط برنامه ای 22 بار یک پلان را گرفتند. قشنگترین smsکه برایتان آمده؟ محسن:می نویسم دیدار،تو اگر با من و دلتنگ منی ،یک به یک فاصله ها را بردار. آخرین کتابی که خوانده اید؟ محسن:همه با هم سوار می شویم کیوان:افرا در روز چقدر پشت کامپیوتر می نشینید؟ محسن:هفته ای دو شب آن هم یک ساعت. کیوان:هیچی،چون کامپیوترم خراب است. کمترین نمره ای که در دوران تحصیل گرفتید؟ محسن:نمره 8 از هندسه کیوان:نمره 0 از حساب آخرین کتکی که از بزرگتر ها خوردید؟ محسن:کسی تا به حال دست رویم بلند نکرده کیوان:کتک که نخوردم اما گاهی وقتا اگر مادر آدم جواب سلامش را ندهد از 100تا کتک بد تر است! به کسی حسادت می کنید؟ محسن:به کسی که خیلی انسان است کیوان:من آدم حسودی نیستم و کلا خیلی خنثی هستم. بیشتر چه کسی از کار شما انتقاد می کند؟ محسن:تهیه کننده کیوان:پدرم و همسر برادرم کوچک که بودید بازیگوش بودید یا آرام؟ محسن:من وحشتناک بازیگوش و تخس بودم کیوان:آرام بودم بهترین عیدی که گرفتید؟ محسن:من یک تراول 50000 تومانی از پدرم گرفتم البته به زور! کیوان:قبل تر ها همه 2000تومانی میدادند،ولی امسال همه 5000 تومانی می دادند.انشاالله 1000 تومانی هم در بیاید! مهمترین اتفاق زندگی شما؟ محسن:(با خنده)وقتی پدرم کت و شلوار دامادی تنم کند. کیوان:به دنیا آمدنم اهل سفر هستید؟ محسن:به شدت،من تا به حال فقط یزد و سیستان و لوچستان را نرفتم.دوست دارم این دو استان را هم ببینم. کیوان:اصلا،اما بدم نمی آید سواحل هاوایی را که اینقدر تعریف می کنند از نزدیک ببینم! چه راهی به پول نزدیکتر است؟ محسن:کلاهبرداری کیوان:پشت هم اندازی چه سوالی دوست دارید از شما پرسیده شود؟ محسن:محسن هوای پدر و مادرت را داری؟ حالا دارید؟ بله خیلی کیوان:یک سوال کلیشه ای که همیشه وقتی از افراد پرسیده می شود بدم می آید،اما حالا می خواهم از خودم بپرسند از چه کسی می خواهی تقدیر کنی؟ از چه کسی؟ از پدر و مادرم،برادر و خانم برادرم و تنها استادم امیر قنبری محسن:می شود من هم از چند نفر تشکر کنم؟ از علی مختار زاده واقعا متشکرم،چون ورود من به این برنامه توسط ایشان بود و همچنین حسن مصطفوی،شاهد پیوند،علیرضا زرگوشیان،الهام مالکی،حمید رضا مرادی و الهه کسمایی. مهمترین تصمیم آتی شما؟ محسن:به امید خدا می خواهم برای کنکور درس بخوانم تا انشاالله در رشته موردعلاقه ام پذیرفته شوم. کیوان:زیر لب و با خنده(ازدواج)نه راستش من هم مثل محسن می خواهم درس بخوانم تا بتوانم به امید خدا امسال در کنکور قبول شوم. اگر یک تریبون آزاد به شما بدهند و بگویند هر چه دلتان می خواهد بگویید،چه می گویید؟ کیوان:هر انسانی برای انجام دادن کاری به دنیا می آید پس همه تلاشکنیم تا وظیفه مان را درست انجام دهیم. محسن:بابا دوست دارم.مامان عاشقتم. بهترین مجری؟ محسن:رضا رشید پور کیوان:شهیدی فر بهترین رنگ؟ محسن:قرمز کیوان:سورمه ای بهترین بازیگر؟ محسن:حامد بهداد کیوان:آل پاچینو و جانی دپ بهترین فیلم؟ محسن:نقاب کیوان:چهارشنبه سوری بهترین سرگرمی: هر دو نفر:اجرا! فوتبال: کیوان:قبلا دوست داشتم ولی حالا برایم جذابیتی ندارد محسن:با آن ارتباط برقرار نمی کنم فقط بازیهای جام جهانی ایران را دنبال می کنم. سال 87: کیوان:انشاالله همه به حقشان برسند و قانع باشند محسن:انشاالله سال خوبی باشد حرف آخر؟ کیوان:یا حق محسن:قربونتون برم
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
تیتراژ 2
بچه ها این تیتراژ دیروز سلام بهاره...که محسن وسط های آهنگش شیطونی اش گل میکنه و... لینک تصحیح شد
نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
گاهی تو یه حس ساده می مونی...تیتراژ سلام بهار
خب بچه ها ایندفعه کلیپ تیتراژ سلام بهار رو براتون میذاریم
اینم عکسی که گوشه ی بلاگ هست و خواسته بودین
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
کلیپ های سلام بهار
براتون یک کلیپ از برنامه ی سلام بهار آماده کردیم فقط بچه ها چون ما این تصاویر رو با دوربین گرفته بودیم و حجمشون هم خیلی بالا میشد و طبیعتا شما هم به سختی میتونستین دانلود کنین ما حجمشو یه مقدار کم کردیم که دریافتش برای شما راحت تر باشه به خاطر همین یه کم کیفیتش اومده پایین که امیدوارم ما رو ببخشید کلیپ گزارش از نمایشگاه کتاب _ سلام بهار
نگارش در تاريخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
بیوگرافی محسن افشانی
Mohsen Afshani was born on March 30th, 1989 in Tehran. Tv Presentations: Serials and Movies:
He has an older sister and he is the second child of his family.
نگارش در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
تعبیر رویایی که از امروز شروع شد
ما تعبیر رویایی هستیم که دیروز برای فردا دیده بود پس سلام بر امروز...سلام بر بهار و سلام بهار خب این چند وقته احتمالا خیلی این جمله رو تو بلاگ های مختلف خوندین ولی اگه یه بار دیگه این جمله ی بالا رو بخونین میبینین که مال ما یه "بو"ی دیگه میده... آره دیگه اینجوریاس من و دوست جونیم چند وقتی هست که عصرا میشینیم پای این برنامه ی سلام بهار البته یه فرق عمده ی ماها با شما اینه که زیاد نوجوون نیستیم ولی چه کنیم که این محسن جون بد رقم باحال و تو دل بروئه این وبلاگ رو زدیم اول واسه خود محسن جون که میدونیم مثل خودمون خیلی عشق نت داره بعدشم دوس داشتیم اطلاعات و عکس ها و کلیپ های تصویری که از محسن داریم رو با سایر طرفدارای گلش قسمت کنیم اگه بخوایم واس خاطر آشنایی بیشتر یه بیوگرافی کوتاه از خودمون بدیم این شکلی میشه
تبسم ۱۹ ساله متولد ۲۶ فروردین ۶۸ ( دقیق ۱۵ روز اختلاف سنی با محسن)
خودمم که پارمیدا متولد ۹ فروردین یه سالی (...اختلاف سنی با محسن دقیقا ۲ سال و ۲ روزه ولی کوچیکتر بزرگتریشو نمیگم دیگه **** اصولا شروع سخت ترین قسمت یه کاره که خوشبختانه واسه ما به خوبی و خوشی گذشت پس با نظراتتون همراهی مون کنین تا ما هم فعالیتمونو زودتر شروع کنیم
نگارش در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 توسط تبسم و پارمیدا |
|
|