تبليغاتX
.::اولین وبسایت طرفداران محسن افشانی::.
مشکل

بچه ها من سه روزه میخوام آپدیت کنم, اما متاسفانه تا لینک ویدئو رو تو پستم پیست میکنم, اررور میده که امکان درج چنین پستی وجود نداره.
نمیدونم مشکل از کجاس.اما به محض اینکه حل بشه, سریعا آپدیت میکنم.

بچه ها این خطارو ببینید.

می بینید که نوشته دیگه نمیشه لینک گذاشت تو وبلاگ و این یعنی یه جور فیلتر.
مدیر بلاگفا اینکارو کرده ....بله مثل اینکه اینم یه مدل جدیدی از فیلترینگ تو ایرانه.
اگه این قضیه ادامه پیدا کنه من دیگه نمیدونم چطوری باید ویدئو بذارم, چون لینکهای PHP فیلتر شده!


نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

اسکن های جوانان امروز

سلام.
مرسی از دوست عزیزم "شراره جون" که اسکن های این مجله رو واسم فرستاد.
این مجله دیگه فکر میکنم جدید باشه, زودتر برید بخریدش.





     
 
برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی اونا کلیک کنید.
 
امیدوارم خوشتون بیاد
 

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

کلیپی از بوم سفید.

سلام.
بالاخره یه کلیپ دیگه از "بوم سفید" براتون آپلود کردم.
فکر میکنم این برنامه مال دو هفته پیش باشه چون درست تاریخش یادم نیس.
مال همون قسمتی که اون دختر شمشیرباز مهمونشون بود و شمشیر خورد به سر محسن.


از این به بعد با لینک مستقیم براتون آپلود میکنم که راحت تر و از همین جا با گزینه ی "save target as" در اینترنت اکسپلورر و اگه هم از فایرفاکس استفاده می کنید با گزینه "save link as" دانلودشون کنید.
تا جایی که حجم کلیپ زیاد نشه و بتونید با سرعت بیشتر دانلود کنید کلیپ ها رو با فرمت WMA میذاریم تا از همین "مدیا پلیر" ببینیدشون.
هرچند کیفیت اصلی نیست اما به هر حال به نظرم بهتر از 3GP میتونه باشه.

CLICK HERE TO START DOWNLOAD
 

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

مصاحبه محسن افشانی با مجله جوان خانواده

کمی از خودتان بگویید: 

محسن:متولد11فروردین1368و ساکن افسریه هستم.پیش دانشگاهی ام را پارسال تمام کردم و امسال سال دومی است که می خواهم در کنکور شرکت کنم.پارسال فیزیک هسته ای سمنان قبول شدم که نرفتم امسال اگر خدا بخواهد دوست دارم شیمی یا مکانیک قبول شوم.فرزند دوم خانواده هستم و یک خواهر بزرگتر از خودم دارم.

کیوان:متولد25 شهریور 1367و ساکن کرج هستم.دو برادر دارم که هر دو بزرگتر از من هستند.یکی از آنها قرار است دکترای فلسفه بخواند و دیگری تهیه کننده شبکه چهارم سیما است.رشته تحصیلی ام هنر است و پشت کنکوری ام،البته پارسال هم قبول شدم اما به خاطر کار و دوری راه نتوانستم بروم.

علاقه و استعداد شما به هنر توسط چه کسی کشف شد؟

محسن:استعداد من توسط علی مختار زاده در برنامه آستانه کشف شد.البته قبل از آن تئاتر کار می کردم و بعد در آیتم های آستانه حضور یافتم.در نهایت به عنوان مجری همان برنامه انتخاب شدم و حالا هم در سلام بهار مشغول هستم.نا گفته نماند که من مجری نیستم،بازیگرم و در حال حاضر هم نقش یک مجری را بازی می کنم.

کیوان:من تئاتر کار می کردم و رضا فیاضی با کار من آشنا بود.او بود که مرا به برنامه مسئولین"عصر جدید"معرفی کرد.در همان اثنا برای اجرای تئاتر به اصفهان رفتیم که طاولی کار مرا دید و برای همکاری در شبکه یک انتخابم کرد و در حال حاضر هم در برنامه سلام بهار مشغول کار هستم

.این سبک اجرای دو نفره پیشنهاد چه کسی و بازتابش چگونه است؟

محسن:ایده مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه اول(محمد میر کیانی)بود که خیلی از آن استقبال شد.باز تابش را کاش در نمایشگاه بودید و می دیدید.

شیطنت های شما حین اجرا مختص و اقتضای کار است یا جزء لاینفک شخصیت محسن و کیوان؟

محسن:شیطنت های من ساختگی است و در واقع شیطنت هایش را بازی می کنم.

کیوان:شیطنت های من جزء ذات خودم است،تازه کنترلش هم می کنم.

تا حالا شیطنت های شما مشکل آفرین هم شده؟

محسن:در دوران تحصیل،من از زمستان و از ایستادن در سرما برای اجرای مراسم صبحگاهی قبل از ورود به کلاس بیزار بودم پنهانی به سالن می رفتم یا نقش مامور را بازی می کردم یا به کلاس می رفتم و می خوابیدم که ناظم این موضوع را فهمید و ...

کیوان:من هم یادم می آید یک روز در کلاس گچ بازی می کردیم،گچ را به سمت دوستم پرت کردم که به گوشه چشم او اصابت کرد و چشمش قرمزشد.من خیلی ترسیدم.او هم نامردی نکرد و به همان بهانه چند روز مدرسه نیامد و وقتی هم که آمد چشمش را طوری بسته بود که...!

اتفاق افتاده که حین پخش متن را فراموش کنید؟

محسن:آخ،آخ-کیوان،کیوان خیلی.خودت اعتراف کن کیوان!

کیوان:من یکبار یک تکه مهم را فراموش کردم وگرنه در دیالوگ ها برای هر دو نفرمان پیش می آید.

محسن:مهمترینش این بود که یکبار اول برنامه را نرفت و از وسط برنامه داشت دیالوگ می گفت!

چطور آن بخش ها را جبران می کنید؟اجازه بداهه گویی را در آن مواقع دارید؟

محسن:با شیطنت خودمان آن بخش هارا پوشش می دهیم و وقایع را خودمان می سازیم.

کیوان:اجازه گفتن بداهه را تا حدودی داریم اما یک نیروی کمکی آنجا وجود دارد به نام میان برنامه که به کمکمان می آید.

شخصیت آقای بهاری توسط شاهین شرافتی با چه هدفی شکل گرفته؟گاهی این طور استنباط می شود که حضورش برای دادن سر فصل دست شما و منحرف نشدن از بحث اصلی است.

محسن:هدف این بود کسی در برنامه باشد که در واقع صاحب برنامه محسوب شود و چون من و کیوان بیشتر دیالوگ ها را به صورت شوخی بیان می کنیم آقای بهاری جدی تر بیان کند.

کیوان:این شخصیت نمایشی از من و محسن بالغ تر است و شیطنت های ما را گوشزد یا تصحیح می کند.

هیچ وقت شده که بحث تان بالا بگیردیا از آنتن زنده برای تلافی کردن استفاده کنید؟!

محسن:همین الان که کیوان یک ربع تاخیر داشت با هم مشاجره شدید تلفنی داشتیم!

کیوان:یکبار جمله اش اشتباه دستوری داشت و جمله را با حرف و شروع کرد که من به او تذکر دادم.

محسن:من هم تلافی کردم و دیالوگ او را گفتم.

در این مواقع کدام یک زود تر کوتاه می آیید؟

محسن:عموما کیوان چون من خیلی قد هستم!

دست به جیب شده اید یا هنوز پول تو جیبی می گیرید؟

محسن:من هنوز از پدرم پول می گیرم.او می گوید تا وقتی در خانه من هستی،دوست دارم پول تو جیبی از من بگیری.

کیوان:نه،من دیگر پول تو جیبی نمی گیرم.

در برنامه ها گاهی میهمان تلفنی و حضوری هم دارید.سوال هایی که مطرح می شود حاصل فکر خودتان است یا از قبل طرح می شود و در اختیار شما قرار می گیرد؟

کیوان:سوالات با مشورت طرح می شود، یعنی حاصل همفکری ما و کارگردان برنامه است

.در هنر می خواهید به کجا برسید؟

محسن:می خواهم به اوج بازیگری برسم.تا چهار یا پنج سال دیگر من به حد اکثر شهرت خوام رسید اما حالت نزولی را نمی پذیرم.بنا بر این در نهایت شهرت کنار می کشم و به سرغ درس و ادامه تحصیل می روم.

کیوان:دوست دارم پیش بروم و سیر صعودی را طی کنم.

تا کنون ذهن شما چقدر به جایگاهتان نزدیک بوده؟

محسن:من دو سال پیش الان خودم را می دیدم.

کیوان:اصلا فکرش را هم نمی کردم به اینجا برسم

.گویا شما به جرگه بازیگران هم پیوسته اید؟

محسن:بله.من چهار پیشنهاد داشتم که دو تای آنها قطعی شده.یکی از آنها بازی در کار حمید لبخنده با عنوان کارآگاهان است و دیگری کار حسین سهیلی زاده با عنوان ترانه مادری که در آن نقش پویا را بازی می کنم.نقش یک بچه درس خوان که عاشق می شود و...

کیوان:من هم مشغول بازی در دو کار تئاتری هستم.

با توجه به اینکه هر دو نفرتان در آستانه ورود به دانشگاه هستید، قبول کار های متعدد وقت و انرژی لازم برای درس خواندن را از شما نمی گیرد؟

کیوان:متاسفانه جایگاهی که من در آن قرار دارم خیلی وسوسه انگیز است و خیلی سخت است که آدم بتواند همزمان به کار های دیگرش به نحو احسن برسد.

محسن:از نظر من کیوان وضعیت خیلی بهتری دارد چون رشته اش هنر است اما من چون رشته ام ریاضی فیزیک است و با هنر خیلی فاصله دارد،فعلا تصمیم گرفته ام جایگاه خودم را در تلویزیون پیدا کنم و بعد به سراغ درس بروم.

در منزل چه کسی کار شما را دائم دنبال می کند؟

محسن:مامان من برای خودش یک پا نودال و صدا است.او تمام برنامه های مرا از روز اولی که رفتم تلویزیون ضبط کرده است.البه پدرم هم،خیلی تشویقم می کند.

کیوان:پدرم.

چه چیزی را دوست داشتید داشته باشید،که حالا ندارید؟

محسن:یک خرده وقت بیشتر.چند وقت پیش پدر بزرگم به رحمت خدا رفت و من چون دائم سر برنامه های زنده بودم، حتی فرصت نکردم به هیچ کدام از مراسم ترحیم او بروم.

کیوان:یک خواهر و چند میلیارد تومان سرمایه!

وقتی عصبانی میشوید چه می کنید؟

کیوان:من معمولا عصبانی نمی شوم و خیلی خونسردم.

محسن:کیوان دروغ می گوید!من عصبانیت او را دیده ام!

کیوان:من نگفتم هیچ وقت عصبانی نمی شوم.

محسن:اما من وقتی عصبانی می شوم آیت الکرسی می خوانم.

از چه چیزی می رنجید؟

محسن:از اینکه بقیه همه چیز را فراموش کرده اند و وفقط کار را می بینند.

کیوان:از اینکه نتوانم انتظارات پدر و مادرم را بر آورده کنم.

برای به روز کردن اطلاعات خود چقدر مطالعه می کنید؟

محسن:هر وقت احساس کمبود کنم می روم و راجع به همان مو ضوع مطالعه می کنم.

کیوان:من سعی می کنم مشاهداتم را قوی تر کنم،گوش کنم و به روابط دقت کنم.

چه زمانی افسوس می خورید؟

محسن:زمانی که حس کنم می توانستم در جایگاه بالا تری باشم اما به خاطر غفلت خودم این فرصت را از دست داده ام.

کیوان:زمانی که به یکسری مسائل حواسم نباشد و اینکه یکدفعه از پله اول به پله دهم برسم بدون اینکه 9 پله قبلی را طی کرده باشم.

رویایی ترین چیزی که می توانید تصور کنید؟

محسن:یک اتاق خیلی قشنگ که در رویاهایم نقاشی اش را کشیده ام!

کیوان:خیلی به دنبال چیز های آرمانی نیستم و بیشتر با واقعیات زندگی می کنم

.زیبا ترین جمله ای که اخیرا شنیده اید؟

محسن:انشاالله سایه پدر و مادرت بالای سرت باشد.

کیوان:هر وقت در زندگی به جایی رسیدی که در مقابل خود یک در بزرگ با قفل بزرگ دیدی،اصلا نترس چون اگر قرار بود در باز نشود،به جایش دیوار می ساختند.

قشنگترین لباس شما چه رنگی است؟

محسن:مشکی

کیوان:مشکی

بهترین سال زندگی شما؟

محسن:سال 1393 که پدرم قصد دارد کت و شلوار دامادی تنم کند!

کیوان:به امید سالهای بهتر در آینده.

راجع به خانواده و ارتباط خودتان با اعضای خانواده بگویید؟

محسن:خانواده ام را خیلی دوست دارم و یک ارتباط خیلی نزدیک و صمیمی با هم داریم،هر چیز را که خیلی جدید باشد،اول به پدرم می گویم اما اگر بخواهم درد دل کنم،با مادرم درد دل می کنم.پدرم در کار چوب و دکوراسیون داخلی است،خواهرم هم مترجمی زبان می خواند و مادرم خانه دار است.

کیوان:خانواده ما به آن شکل نیست که همه دور هم یک کار انجام دهند،هر کس کار خود را به موقع انجام می دهد.خدا را شکر خانواده خوبی دارم چون احساس می کنم هر کدام کار مفیدی برای جامعه انجام می دهند.پدرم 40 سال است که تدریس می کند.مادرم تا هفت،هشت سال پیش خانه دار بود اما الان ناظم مدرسه است،برادر بزرگم در صدا و سیما است و برادر دیگرم دکترای فلسفه می خواند و همزمان در تدوین دایره المعارف هم کار می کند.

آخرین باری که از ته دل گریه کردید کی بود؟

محسن:کنار جسم بی جان پدر بزرگم حدود یک ساعت گریه کردم

کیوان یادم نمی آید!

خصوصیت بارز اخلاقی شما؟

محسن:خودخواه و حسود از جنبه مثبت،دوست دارم خوبی های دیگران را داشته باشم،اما خوبی های خودم فقط به نام خودم ثبت شود.

کیوان:تنبلی!

از چی اصلا خوشتان نمی آید؟

از بادمجان،پیاز،کدو،فلفل دلمه ای در غذاها و همچنین واژه تکرار!

کیوان:از انتظار.

اهل خلوت و تنهایی هستید یا جمع و اجتماع؟

محسن:بیشتر جمع اما وقتی به فکر کردن احتیاج داشته باشم،خلوت را ترجیح می دهم.

کیوان:سعی می کنم خودم را با شرایط وفق دهم.اما در کل جمع را ترجیح می دهم البته نه هر جمعی.

بهترین دوست شما؟

محسن:خانواده.

کیوان:کسی که هر چه من می کویم بگوید چشم،اما از من هیچ چیزی نخواهد!

چه کاری را بلد نیستید انجام بدهید؟

محسن:خانه داری،زمانی که میهمان می آید و خواهرم نیست مجبورم ظرف ها را بشویم و از میهمان ها پذیرایی کنم.خواهرم نباشد من می لنگم.

کیوان:رانندگی!

در سخت ترین شرایط چه چیزی به شما امید می دهد؟

محسن:یاد خدا.

کیوان:فکر کردن به راه حل منطقی مشکلات.

چقدر پیرو مد هستید؟

محسن:خیلی.اتفاقا هفته گذشته به علت همین امر برای ورود به سازمان برایم مشکل پیش آمد.

کیوان:به مد اعتقادی ندارم،هر لباسی قشنگ باشد،می پوشم.

در میان مفاخر یا چهره های هنری کشورمان به چه کسی علاقه مندید؟

محسن:عزت الله انتظامی.

کیوان:بهرام بیضایی.

فیلم مورد علاقه شما؟

محسن:هر فیلمی که حامد بهداد در آن بازی کند!

کیوان:پدر خوانده.

آخرین فیلمی که دیده اید؟

محسن:دایره زنگی.

کیوان:به همین سادگی.

غذای مورد علاقه؟

محسن:کوکو سیب زمینی هایی که مادربزرگم درست می کند.

کیوان:پیتزا.

از چه می ترسید؟

محسن:از نارفیق.

کیوان:از سگ.

بهترین شاعر یا ترانه سرا؟

محسن:افشین ید اللهی.

کیوان:احمد شاملو.

درس و رشته مورد علاقه شما؟

محسن:درس جغرافی.

کیوان:تئاتر.

بهترین خواننده؟

محسن:احسان خواجه امیری و محسن نامجو.

کیوان:استاد شجریان و محسن نامجو.

بهترین بازیگر؟

محسن:حامد بهداد

کیوان:آل پاچینو

بهترین مجری؟

محسن:رضا رشید پور

کیوان:محمد صالح علاء

دغدغه ها،چالش ها و خواسته های یک جوان چیست؟

محسن:تمام دغدغه ها و خواسته های یک جوان آینده است و اینکه قرار است چه کسی بشود و چه سرنوشتی داشته باشد و در یک کلام خوشبختی.

کیوان:امنیت روانی مهمترین عامل است تا جوان با فراغ خاطر بتواند به خلاقیت و شکوفایی برای آینده اش بپردازد

.حرف آخر؟

محسن:تشکر می کنم از علی مختار زاده،حسن مصطفوی،شاهد پیوند،علیرضا زر گوشیان،الهام مالکی،حمید رضا مرادی و الهه کسمایی و اینکه پدر دوستت دارم،مامان عاشقتم،آبجی هوایت را دارم و از شما هم ممنونم.

کیوان:تشکر می کنم از کسی که از بچگی تا به امروز مرا راهنمایی کرده،از تنها استادم امیر قنبری.


نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

مصاحبه و اسکن

سلام.

بالاخره دوستم اسکن ها رو واسم با ایمیل فرستاد.

خود مصاحبه رو هم برام نوشت و داد.اگه قسمتی از مصاحبه رو نتونستین بخونید، بهم بگید می نویسم.

برای دیدنشون تو سایز اصلی رو عکسها کلیک کنید.

اگه بشه براتون اسکن های بزرگ و با کیفیتشو میذارم.اما فعلا همینارو دارم.چون خودمم اصل مجله رو ندارم.

در ضمن این مطلب و بیشتر مطلب های ما حکم مطلب های exclusive داره ، پس خواهش میکنم برای واترمارک و اینا اعتراض نکنید.شما می تونید خیلی راحت برید مجله رو بخرین.

در هر صورت امیدوارم خوشتون بیاد


نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

مسابقه بوم سفید.

سلام بچه ها.

دیشب بوم سفید رو دیدین؟

من برنده مسابقه ی ایمیلی با موضوع میراث فرهنگی شدم

دیدین که چند مدل اسممو زیرنویس کردن؟ میخواستم بگم من از همین آلمان هستمو یه وقت اشتباه نشه. این تبسم از سانفرانسیسکو که خوندنو یه قضیه ی دیگه ای داره.یکی از دوستام که اونجا زندگی میکنه برنامشونو می بینه.ما دو هفته قبل با هم میل دادیم و فکر میکنم اینا اشتباه کردن و فکر کردن منم از اونجام.البته تو ایمیلی که واسه مسابقه دادم اسم و فامیلمو از آلمان زدم.نمیدونم چرا اشتباه شد به هر حال


نگارش در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

به زودی!

سلام.
یکی از دوستای من امروز به من این عکسو که از یه مجله ورداشته بود بهم داد و و قول داده که تا فردا اسکنشو برام بفرسته.منتظر باشید!



کار گرافیکی به هیچ وجه بدون واترمارک به کسی داده نمیشه.لطفا درخواست نکنید!

 

نگارش در تاريخ جمعه هفدهم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

کاراگاهان

سلام
امروز با کمی تاخیر براتون کلیپ های سریال "کاراگاهان" رو می ذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.



کاراگاهان - بخش اول

کاراگاهان - بخش دوم

کاراگاهان - بخش سوم

اینارم می تونید با مدیا پلیر ببینید. در ضمن اگه خواستین تو بلاگتون ازش استفاده کنید کپی رایت فراموش نشه.
 

------------------------------------------

در ضمن به علت بی جنبه بودن خیلی ها آیدی خودم و پارمیدا رو برداشتم.واقعا که ما اینجا بهتون اعتماد میکنیم و واسه بهتر شدن وبلاگ زحمت می کشیم, اونوقت بعضیها ادد می کنن و هر چیز چرندی دلشون خواست به آدم نسبت میدن.همه ی اینا به کنار, احترام گذاشتن به کسایی که ازتون بزرگترن رو که بلدید؟
سوءتفاهم نشه, اما همون طور که گفتم منظورم به یه سری بی جنبه بود.
از این به بعد هر کی خواست ادد کنه, ایدیشو خصوصی بذاره خودم اددش میکنم (;
 

نگارش در تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

سری دوم عکس های بوم سفید

سلام.
اینم یه سری عکس دیگه از بوم سفید.










به زودی عکسهای بیشتری از بوم سفید, به همراه کلیپهای سریال "کاراگاهان" رو براتون میذاریم.

نگارش در تاريخ جمعه دهم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

کلیپ ادبیات سلام بهار

برای آپ ایندفعه ۲ تا کلیپ از سلام بهار آماده کردیم...مربوط به اون قسمته که درباره ی ادبیات و ثروت حرف میزدن...یادش به خیر چه روزایی بود

این بخش ابتدایی برنامه

Download Here

اینم بخش بعدی که در رابطه با کتاب و میلیونر شدن و...حرف میزنن

Download Here



 


نگارش در تاريخ دوشنبه ششم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

سه عکس

سلام. اینم چند تا عکس از طرف ما.امیدوارم خوشتون بیاد.
البته ما نگفتیم عکسامون مال بیرون استودیوئه که همتون انقد هیجان زده شده بودین   . در هر صورت بهتر از عکسای اسکرین شاته.
به خاطر دزدی از بلاگ مجبور شدم واترمارکشو زیاد کنم. هر کی بدون واترمارک خواست.ایمیل بده یا ایدی منو ادد کنه. به دلیل شروع شدن امتحانات کالج البته زیاد نمیتونم آنلاین بشم.




 
 
 


نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

گزارش از پشت صحنه سلام بهار

 بچه ها واقعا شرمنده...

ما امشب میخواستیم عکسا رو بزاریم ولی چون عکس ها دست تبسمه و کامپیوترش هم یه مشکل کوچیک پیدا کرده بود نشد...فردا عصر دیگه ۱۰۰٪ عکس ها رو میذاریم...

از بوم سفید هم چند تا کلیپ تهیه کردیم که تو آپ های آینده حتما براتون میذاریم...هم محسن هم کیوان هر دو تو بوم سفید سرحال و قبراق برنامه اجرا میکنن و هیچ نشونه ای از ناراحتی هم تو چهره اشون نیس پس شماها هم ناراحت نباشین

*************

فکر میکنم حالا که دیگه سلام بهاری وجود نداره یه گزارش از پشت صحنه اش بخونین بد نباشه

*******

 

دقایقی بیشتر به ساعت ۱۸ نمانده است كه وارد اتاق پخش برنامه سلام بهار می‌شوم. همه دست‌اندركاران این برنامه مشغول كارند تا این برنامه بموقع روی آنتن برود. گروه صحنه مشغول تغییر دكور است و الهه كسمایی، تهیه‌كننده و معصومه جعفری، كارگردان برنامه «سلام بهار» مشغول صحبت هستند تا آیتم‌های برنامه را نهایی كنند.
كیوان ساكت ۱۸ ساله و محسن افشانی ۱۹ ساله ۲ مجری نوجوان برنامه همچنان مشغول گپ زدن و شیطنت هستند، به طوری كه با شوخی‌های خود اطرافیان را می‌خندانند. كسمایی آخرین نكته‌ها را به ۲ مجری یادآور می‌شود. شكوفه‌های مصنوعی به رنگ‌های سفید، صورتی و آبی جلوه خاصی به دكور برنامه می‌بخشد.
۲ مجری میان شكوفه‌های زیبای بهاری قرار می‌گیرند. ناظر پخش، چهره‌ها را بدقت می‌نگرد تا مشكلی به لحاظ پخش ایجاد نشود. نورهای زرد و قرمز تلالو خاصی به صحنه می‌بخشد. «تا ۳ دقیقه دیگر شروع می‌شود.» این جمله از سوی اتاق فرمان شنیده می‌شود. كسمایی و جعفری، بار دیگر نكات را یادآوری می‌كنند و همگی از صحنه بیرون می‌رویم.
یك، دو، سه، تیتراژ شروع شد
این روزا حال و هوات بهاریه/ نوجوونی فصل بی‌قراریه‌
دل تو یه چیزایی فهمیده / داره دنیارو نشونت می‌ده‌
گاهی بازیگوشی/ گاهی سر به زیری‌
گاهی تو جمعی/ گاهی گوشه‌گیری‌
گاهی حس می‌كنی خیلی می‌دونی‌
گاهی تو یه حس ساده می‌مونی‌
اینا لحظه‌های نوجوونیه‌
همه زمینیه هم آسمونیه......
«سلام سلام سلام»، این جملات را محسن افشانی می‌گوید.
موضوع برنامه در ارتباط با سرنوشت است. محسن افشانی و كیوان ساكت چندخطی از برنامه را خارج از متن و گاهی اوقات هم براساس متن می‌گویند.
كسمایی از اتاق فرمان اشاره می‌كند كه مجریان كمتر از بداهه استفاده كنند.
هر دو مجری آنقدر با برنامه مأنوس هستند كه به هیچ عنوان احساس نمی‌كنند كه مقابل دوربین حاضر شده‌اند. آنها تپق‌های خود را نادیده می‌گیرند، هرچند این تپق‌ها باعث خنده عوامل برنامه می‌شود.
فضای شادی بر برنامه حاكم است. همه به نوعی از پخش برنامه احساس رضایت می‌كنند.
الهه كسمایی كه تجربه ساخت برنامه‌هایی چون آستانه، مشاهیر ایران، روزهای رادیو، كارنامه‌های بهار، رمز پیروزی، فیلمساز كوچك، بچه‌های مسجد را دارد، درباره برنامه بهار سلام می‌گوید: طرح سلام بهار براساس جذابیتی كه قاب تلویزیونی باید برای نوجوانان داشته باشد، به شبكه ارائه شد. ما از بهمن ۸۶ كار را آغاز كردیم و تولید ۲۰ برنامه از اسفندماه سال گذشته شروع شد، چرا كه تعطیلات نوروز را در پیش‌رو داشتیم و برنامه باید از ۲۱ فروردین امسال به صورت زنده روی آنتن می‌رفت.
برنامه‌های كودك و نوجوان طی چند سال اخیر با حضور فاطیما و امیرمحمد در برنامه عموپورنگ یا حضور مجریان نوجوانان در برنامه‌های نوجوانان، رنگ و بوی خاصی گرفته است و شاید یكی از دلایل موفقیت و جذابیت برنامه سلام بهار حضور محسن افشانی و كیوان ساكت به عنوان دو مجری نوجوان باشد.
كسمایی با اشاره به حضور این دو مجری نوجوان در برنامه می‌گوید: زمانی كه در ارتباط با برنامه‌سازی برای نوجوانان تحقیق كردیم، به این نتیجه رسیدیم كه نوجوانان حرف یكدیگر را بهتر متوجه می‌شوند. به همین دلیل سعی كردیم برای نوجوانان از مجریان هم سن و سال خودشان استفاده كنیم.
وی می‌افزاید: البته این دو مجری نوجوان بی‌تجربه نیستند، چرا كه محسن افشانی ۲ سال در برنامه آستانه كار كرده و كیوان ساكت مجری برنامه عصر جدید بوده است. به گفته این تهیه‌كننده، برنامه سیمای نوجوان پس از ۲۶ سال دارای ترانه مؤلف شد كه این ترانه توسط افشین یداللهی با شناخت از دنیای نوجوانی سروده شد.
● از خطوط مشخص عبور نكردیم‌
كسمایی درباره نو‌آوری در این برنامه می‌گوید: در برنامه‌های نوجوان یك سری كلیشه‌های رایجی است كه باعث دلزدگی و خستگی مخاطب می‌شود كه در این برنامه سعی كردیم با نوع لباس، گفتمان و دكور از این كلیشه‌های رایج عبور كنیم، اما در عین حال می‌دانیم كه تلویزیون رسانه‌ای عمومی است و باید براساس قوانین حركت كنیم.
الهه كسمایی لحظه‌ای حواسش به نحوه گفتگوی افشین و كیوان جلب می‌شود و سریع از جا بلند می‌شود و با ایما و اشاره یادآور می‌شود كه چالش‌ها كمتر باشد.
سپس با آرامش روی صندلی می‌نشیند و به گفته خود چنین ادامه می‌دهد: هدف از تهیه برنامه سلام بهار این است كه جرقه‌ای در ذهن نوجوانان ایجاد كنیم تا بتوانند پایه‌های زندگی را حفظ كنند. به این معنا كه صداقت، سلامت روح، معرفت و مطالعه داشته باشند و دركنار آن احترام به بزرگتر را فراموش نكنند كه گاهی خلاف این موضوعات را در برخی نوجوانان شاهد هستیم.
دكورهای پر از گل و شكوفه استعاره از بهار است، سلام بهاری كه هر روز تقدیم نوجوانان ایرانی می‌شود.
كسمایی با اشاره به دكور برنامه می‌گوید: تجربه تازه‌ای در ارتباط با دكور برنامه داشتیم. در برخی روزها سعی كردیم گل‌ها بیشتر به چشم بخورد و در برخی روزها، گل‌ها در حاشیه قرار بگیرند. درواقع تلاش ما این است كه مخاطب هر روز با دكور متفاوتی روبه‌رو شود.
كسمایی یادآور می‌شود: البته دكور برنامه در خردادماه به دلیل فصل امتحانات از گل به كتاب تغییر خواهد یافت.
افشانی كه با تئاتر كار خود را آغاز كرده درباره اجرای خود در برنامه سلام بهار می‌گوید: معتقدم در زمان پخش برنامه باید احساس كنم كه با هزاران نوجوان هم سن و سال خودم ارتباط برقرار كرده‌ام و باید همه نوع سلیقه را درنظر بگیرم تا بتوانم با تك تك نوجوانان در ارتباط باشم. در واقع سعی می‌كنم هنگام اجرا خودم یعنی محسن افشانی باشم و از كسی تقلید نكنم. خنده‌ها، نوع بیان و حتی نوع شوخی كردن‌های خودم را در برنامه داشته باشم
.
كیوان ساكت ضمن تأیید صحبت‌های افشانی می‌گوید: ما نباید نوجوانان را به صورت مستقیم آموزش دهیم، چرا كه فضاهای آموزشی در جامعه به اندازه‌ای زیاد است كه نوجوانان گاهی اوقات از آموزش خسته می‌شوند. من و محسن سعی می‌كنیم با ایجاد همذات‌پنداری در هم سن و سال‌های خود نكاتی را به آنها یادآوری كنیم.
وی در ادامه با ذكر این نكته كه در هیچ زمانی به نوجوانان هم‌سن و سال خودمان از بالا نگاه نمی‌كنیم، می‌گوید: آنها مثل ما هستند و هیچ تفاوتی بین ما و آنها وجود ندارد.
ساكت تصریح می‌كند: من و محسن بسیار انتقادپذیر هستیم و سعی می‌كنیم از نظرات تك‌تك نوجوانان استفاده كنیم، چرا كه نظرات آنها برای ما قابل احترام است.
وی تأكید می‌كند: دوست دارم علاوه بر مجری، یك مؤلف باشم و برخی كلمات و رفتار تنها برای من باشد؛ به عنوان مثال برای مخاطبان برنامه سلام بهار جا افتاده كه سكوتم نشانه نارضایتی از فضای موجود است یا سلام سلام سلام مخصوص محسن افشانی است.
محسن افشانی در ادامه صحبت ساكت می‌گوید: معتقدم یكی دیگر از جذابیت‌های برنامه تضاد رفتاری میان من و كیوان ساكت است، چرا كه در این برنامه من از شخصیتی بسیار شوخ برخوردارم، در حالی كه كیوان جدی است و این دو شخصیت متضاد باعث جذابیت بیشتر برنامه شده است.
كسمایی هر دو را به صحنه دعوت می‌كند و آنها برای ادامه اجرای خود مقابل دوربین می‌روند.
سرنوشت، موضوع این قسمت از برنامه است و دو مجری درباره این موضوع صحبت می‌كنند كه نوجوانان در سنی قرار دارند كه باید به فكر آینده خود باشند و نباید بسیاری از مسائل را نادیده بگیرند و بسادگی از آنها عبور كنند؛ مثلا كنكور یكی از مواردی است كه نوجوانان باید توجه ویژه‌ای به آن داشته باشند و... .
سلام بهار پس از آستانه، دومین تجربه كارگردانی معصومه جعفری به شمار می‌رود و او همچنان مشغول هماهنگی بخش‌های مختلف است.
صحبتم را با او درباره فن بداهه‌گویی آغاز می‌كنم كه از جمله مواردی است كه در برنامه‌های زنده معمولا از آن استفاده می‌شود و در این شرایط حواس كارگردان باید كاملا به برنامه باشد و آن را كنترل كند.
جعفری درباره بداهه‌گویی در برنامه سلام بهار گفت: مجریان به اندازه‌ای با برنامه مأنوس شده‌اند كه در بیشتر موارد بدون توجه به متن از بداهه استفاده می‌كنند.
وی افزود: البته گاهی اوقات مجریان دچار اشتباه شده و از كلماتی استفاده می‌كنند كه شایسته بیان در پخش زنده نیست و ما به آنها یادآورمی‌شویم كه از واژه‌هایی كه با فرهنگ ما مغایرت، اما بین نوجوانان رواج دارد، استفاده نكنند و واژه‌هایی را به كار ببرند كه مختص یك نوجوان ایرانی‌الاصل باشد.
به گفته جعفری موضوعاتی در سلام بهار مطرح می‌شود كه دغدغه بیشتر نوجوانان ایرانی است.
● موفقیت پشت دوربین هم امكان‌پذیر است
سن نوجوانی، سن حساسی است و در این سن برخی نوجوانان آرزو دارند كه بازیگر یا مجری تلویزیون شوند. این دسته از نوجوانان، مجریان و بازیگران مورد علاقه خود را موفق‌ترین فرد روی كره زمین تلقی می‌كنند، غافل از این كه شاید خودشان یكی از افراد موفق جامعه باشند.
جعفری با ذكر این نكته كه دوران نوجوانی، دوران بحران است و همه ما زمانی درگیر این مرحله سنی بوده‌ایم، می‌گوید: باید بزرگترها در این سن به نوجوانان كمك كنند و آنها را به باور درونی‌شان برسانند و نوجوانان نیز باید واقع‌بین باشند و بدانند كسانی كه در تلویزیون یا روی پرده سینما ظاهر می‌شوند، موفق‌ترین افراد نیستند.
جعفری تصریح می‌كند: تمام موفقیت به حضور در مقابل دوربین منتهی نمی‌شود و مجریان برنامه سلام بهار هم مانند دیگران هستند و نفس می‌كشند و زندگی می‌كنند.
همه ما می‌دانیم كه بیشتر اهداف یك برنامه در تیتراژ آن خلاصه می‌شود. برای اولین بار در برنامه‌های سیمای نوجوان، یك برنامه از یك ترانه خاص برخوردار شد. ترانه‌ای كه برای تیتراژ سلام بهار سروده شد.
معصومه جعفری با اشاره به تیتراژ برنامه با ذكر این نكته كه ترانه را افشین یداللهی سروده و ما براساس آن، دوران نوجوانی را به صورت غیرمستقیم تصویرپردازی كردیم، می‌گوید: در تیتراژ برنامه همه حالات یك نوجوان اعم از جنب و جوش و هیجان را با دویدن و رسیدن و باور درونی را با دورشدن از شهر نشان دادیم.۶۵ قسمت از برنامه سلام بهار تاكنون پخش شده، درحالی كه این برنامه در میان مخاطبان جایی برای خود پیدا كرده است.
یك سلام بهاری دیگری در عصر یكی از روزهای پایانی ماه اردیبهشت به پایان می‌رسد تا بهاری دیگر كه چگونه برای نوجوانان آغاز شود.

********

واسه اینکه بدقولی مونو جبران کرده باشیم این یه دونه عکس رو فعلا داشته باشین تا عکس های اصلی فردا برسه...

بچه ها عکس رو برداشتین بگین که از وبلاگ ما بوده...وگرنه خودمون مجبور میشیم بیاییم بگیم


نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

شفاف سازی و بازیگری محسن افشانی

سلام...

ما بیشتر دوس داشتیم این وبلاگ بر خلاف وبلاگ های دیگه کمتر توش حرف و حدیث باشه و بیشتر بپردازیم به عکس و کلیپ و خبرهای موثق و... ولی انگار این شایعه سازی ها و درگیری های اینترنتی به هیچکس رحم نمیکنه! من نمیدونستم یه نظر منطقی و ساده تو وبلاگ نویسنده ی سلام بهار اینقدر قراره جنجال به پا کنه گاهی وقتا برای خودم متاسف میشم بابت همچین حضوری...

من تو کامنت ها هم گفتم اینجا هم لازم میدونم دوباره با تاکید بسیار زیاد بگم که بچه ها! باور کنین ما بچه نیستیم! البته از فرم ومحتوای کلی وبلاگ ما هم شاید خودتون متوجه شده باشین اما نمیدونم چرا بعضی ها به شدت رو این نکته اصرار میکنن که ما به خاطر قیافه محسن عاشقش شدیم! (حالا بگذریم از این موضوع که اصلا عشقی در کار نیست و فقط یک علاقه ی ساده و سطحی و البته منطقیه نه بیشتر  و نه کمتر) فکر میکنم جدا از فضای وبلاگ و طرفداری کردن از این مجری ها ما باید یه سری اصول اخلاقی رو هم در برخورد با همدیگه رعایت کنیم بعضی از صحبت های شما واقعا توهین آمیزه...یه جوری صحبت میکنین که انگار باعث و بانی تعطیلی نا به هنگام سلام بهار ما بودیم!

مقصر اصلی تعطیلی این برنامه هر کی که بوده الان دیگه مهم نیس...مهم اینه که این برنامه با همه ی خاطرات شیرینی که برای ما میساخت تموم شده شاید هم یه جاهایی چوب بی تجربه گی مجری هاش رو خورده باشه که الان دیگه اونم مهم نیس...خواهشا دیگه این بحث رو تموم کنین کیوان برای ما محترمه اصلا نمیدونم چه دلیلی داره که این دو تا رو با هم مقایسه کنیم مگه خودتون نمیگین که این دوتا مکمل هم هستن؟ پس این بحث ها برای چیه؟ من تو وبلاگ نویسنده ی سلام بهار خیلی منطقی گفتم که تمرکز نداشتن کیوان این روزهای آخر طبیعی بوده...نمیدونم ولی فکر میکنم اگه خودش هم بیاد این حرف من رو تایید کنه, شماها خودتون بزارین جاش وقتی همه ی تمرکز و توجه اکثریت ببنده ها به یک مجری باشه شماها میتونین به راحتی گذشته برنامه اجرا کنین؟

شماها میگین طرفدارای محسن به کیوان توهین میکنن که فکر نمیکنم این کار یک طرفدارا با شخصیت و مودب باشه اگر توهینی هم بوده احتمالا از طرف یک سری آدم معلوم الحال بوده که وصف شخصیتشون رو خودتون بهتر میدونین, اما اگه یه دور دیگه شماها هم نظرات خودتون رو بخونین میبینین توش کم توهین به محسن نشده! خب وقتی خودتون از توهین به مجری محبوبتون ناراحت میشین چرا همون کار رو متقابلا انجام میدین؟ اون چیزی که شماها ازش به عنوان دلقک بازی نام میبرین یک جور سبک اجراس که در تمام دنیا هم جا افتاده اس...نمونه ی قبلی  و شناخته شده ی این سبک اجرا هم مربوط به سید محمد حسینی بود, پس اگر یک روزی محسن خودش به تنهایی هم بخواد برنامه ای رو اجرا کنه خیلی بد نمیشه,البته اگر با سبک اجراش آشنا باشیم.

اون دلیلی هم که ما در نظرات مطرح کردیم فقط در حد یک شنیده بود...هیچوقت به خودمون اجازه نمیدیم که با قطعیت کامل در مور صحت یک خبر صحبت کنیم از شما هم خواهش میکنیم دیگه بیشتر از این اون قضیه رو کش ندین چون واقعا از صمیم قلب دلمون نمیخواد به شایعه سازی متهم بشیم...

به امید موفقیت دو تا مجری نوجوون برنامه ی سلام بهار و البته بوم سفید...

***************

راستی همونطور که همتون شنیدید محسن قراره تو یک سریال روتین شبانه برای تابستون امسال بازی کنه یه چیزی تو مایه های همون سریال نرگس...ما اطلاعات کامل این سریال رو درآوردیم...فعلا اینا رو داشته باشین تا وقتی خود سریال پخش شه...اگر مشکل خاصی پیش نیاد هر شب سریال رو به صورت همزمان هم براتون میذاریم که دانلود کنین

مجموعه "ترانه مادری" در 50 قسمت 35 دقیقه‌ای برای شبکه سه ساخته می شود 
دراین مجموعه هما روستا، دانیال حکیمی، فاطمه گودرزی، حمیرا ریاضی، امیر دژاکام و "محسن افشانی"بازی می کنند که داستان خواهر و برادری به نام‌های فرخ و فرخنده است که مشکلات بسیاری در روابط‌ شان دارد. این موضوع باعث دوری آنها از هم و مهاجرت فرخنده می‌شود. تا اینکه بعد از قبولی پویا پسر فرخنده در یکی از دانشگاههای تهران او به ناچار به تهران برمی‌گردد.

*محسن افشانی هم نفش پویا رو بازی میکنه*

******

بچه ها لطفا اگر عکس یا خبری از وبلاگ ما برمیدارید حتما منبعشو ذکر کنین چون ما واقعا برای تهیه اینا زحمت میکشیم و این اوج بی ادبیه که کسی از زحمات دیگران استفاده کنه بدون کوچیکترین اشاره ای...

عکس هایی که قولش رو داده بودیم فردا شب میذاریم...همینطور اگه تونستیم چند کلیپ از بوم سفید

 


نگارش در تاريخ جمعه سوم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

کلیپ آخر سلام بهار

سلام بچه ها...

همونطور که همتون دیدین و دیگه احتیاجی به گفتن هم نداره سلام بهار تموم شد...تمومش کردن و احتمالش هم خیلی کمه که بعد از پایان فصل امتحانات دوباره شروع بشه...حیف شد...تازه داشتیم به ساعت ۶ و ربع عصر یه جور دیگه نگاه میکردیم...تازه داشت خاطرات شیرینمون شکل دیگه ای به خودش میگرفت که اینجوری شد...

دلیلش هر چی که بود مطمئنیم به خاطر شیطنت های اینترنتی بچه ها نبوده...پس شماها هم بیخودی خودتون رو اذیت نکنین...

به امید تابستون و برنامه ی جدید و به مراتب جذاب تری از سلام بهار 

اینم کلیپ آخرین برنامه ی سلام بهار..جایی که محسن پندهای اخلاقی میده و به جای کیوان هم هنرنمایی میکنه

Download Here

 

 


نگارش در تاريخ پنجشنبه دوم خرداد 1387 توسط تبسم و پارمیدا |






قالب وبلاگ